چرا بر نمی گردم ، چرا آدرس نمیدم !

وبلاگ جدیدت چه مسخره هست! باز که همون شر ورورهاست!!! حالم بد شد..برم زودتر از اونجا .بابت آدرس مرسی اما اصلا خوشم نیومد از این همه لوس بازیااا وک... ....ر گفتنااا. عکس آقا رضاتم دیدم خوشم نیومد ..هرچند شما که برای ویزا ی هم به آب وآتیش هم میزنید اون برای ویزای تو وتو برای اینکه زنش بشی واز خدا میخوای اون هم شوهرت بشه!! برو بابا ...خوش باش.

گذاشتن نام انسان روی تو و امثال تو برای من سخت نیست ! این لحن و مرام و جهان بینی فقط و فقط محصول دست بشره ! انسان ! بشر ! هر چه که هستی ! جنگ روانی تو و امثال تو چیزی از زندگی و خوشبختی من کم نمی کنه .. تمام اونچه حاصل این رفتاره مشخصاً روح و روان خودت رو خط خطی می کنه .. ای کاش می دونستی دنیا به اندازه ی تمام آدم ها بهانه برای خوشبختی داره ! ای کاش راه رسیدن به آرامش واقعی رو پیدا می کردی و از چنگ این همه سیاهی و بی فرهنگی خلاص می شدی !

آدرس وبلاگم رو فقط دوستان صمیمیم دارن! آدم هایی که کاملاً می شناسمشون و قطعاً تو جزو اونها نبودی و نیستی ! پس سعی نکن دنبال راهی برای سیاه کردن ذهن من بگردی .. این ره که تو می روی به ترکستان است ! ضمناً اسم پناه "رضا" نیست ! حتی شبیه و نزدیک هم به این اسم نیست ! اون چیزی هم که ازش با عنوان ویزا یاد کردی اسمش گرین کارته ! و البته نه من گرین کارت دارم نه "رضا" !!!! ما هر دو با ویزای دانشجویی به این کشور اومدیم و امیداوار هستیم روزی بتونیم اقامت و شهروندی این کشور رو به دست بیاریم تا مجبور به زندگی کنار آدم هایی که حتی ذره ای شبیه به تو هستند نباشیم .. ضمناً باید بگم که درست گفتی ! ما قراره ازدواج کنیم و این مساله خیلی خوشحالم می کنه ! چون در حال حاضر بیشتر چیزهایی که توی زندگی دنبالشون بودم رو به دست آوردم .. چیزهایی که تو حتی خوابشون رو هم نخواهی دید ! مسلماً ازدواج هم بخش مهمی از زندگی آدم هاست ! چه برسه که فرد دوست داشتنی و کاملی هم تو زندگی آدم باشه که بشه باقی عمر رو باهاش قسمت کرد و لذت برد .. 

از خدای بزرگ و مهربون برای روح پریشانت درخواست آرامش دارم .. اینجوری هم خودت راحت میشی هم آدم های خوشبختی که تحمل دیدن موفقیت و آسایششون رو نداری . 

دوستان خوبم ،

ممنونم که این پست رو خوندید ! فکر می کنم ذره ای انصاف اگر باشه برای درک این حقیقت که چرا نمی نویسم یا آدرس وبلاگم رو نمیدم کافی باشه .. گرچه من همچنان سر حرفم هستم .. یک روز به این وبلاگ بر خواهم گشت .. تا اون روز یادتون باشه فارغ از مساله ی اعتماد یا دوستی یا هرچیز دیگه ای که دست و پای من رو بسته ، خیلی دوستتون دارم ...

/ 93 نظر / 181 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بشریت

امریکاتون چرا این قدر بی عدالتتیه جهانی داره؟ چرا حقوق بشر رو رعایت نمیکنه؟ حالا اگه مث ایران تحریم بود وثروتی نداشت یه چیزی اما اینکه این همه ثروت داره ویهودیا براش این همه پول میارن وثروتمند هست چرا اینطوریه؟! اون از کشتن سیاه پوستاشون ! اینم از رفتارهای متناقضشون در همدردی با کشته شده های دانشجویان مسلمان امریکا!! از یه طرف تا چند تا روزنامه نگار توهین کننده به ادیان دیدنی اون ور اروپاکشته میشن صدها بار توی تی وی وروزنامه ها وغیرشون تسلیت وهمدردی واعلام انزجار ومحکومیت میکنن از اون طرف تا سه چهار تا جوون دانشجوی مسلمون رو بیگناه توی کشور خودشون امریکا میکشن صدا از رسانه ها وتی وی واعلام انزجار واین حرفا در میاد تا تظاهرات مسلمونا به پا میشه یه نموره الکی یه همدردی اوبوما کرد وباز سریع رفت سر قضیه کپنهاگ و تیراندازی به یهودیا که شد تیتر روزنامه وانزجار مقامات امریکا و.... واقعا بشریت وحقوق بشر از سر وروی هیکل روباه صفتشون میباره!! لطفا بهشون بگو این قدر منافق بازی درنیارن ودایه دلسوزتر از مادر در جهان نشن!

narges-y

اوکی ، چه میشه گفت ، واقعا خودمم نمیدونم چرا گه گداری به وبلاگت سر میزنم ، شاید واقعا به خاطر قول برگشتی که بهمون دادی ، ایمان دارم مونیکایی که من شناختم به قولش عمل میکنه !! دروغ چرا ، حتی تو پست وبلاگم آوردم که چقدر از رفتنت ناراحت شدم ، به خودم قول دادم دیگه به هیچ وجه به یه وبلاگ و نویسندش اینقدربها ندم که با رفتنش تا این حد دلم بگیره !! نوشته هاتُ واقعا دوست داشتم ، فکر میکردم مسیریِ که خودم روزی طی خواهم کرد برای همین همه ی نوشته هات برایم الهام بود و تجربه ... به هر حال مثل اینکه بعد از چند ماه آدم های روانی ولت نکردن ، از اینکه خودم مینویسم و میدانم چقدر این قضاوتای بیجا رو مخِ،انتظاری غیر از این ازت داشته باشم خودخواهی محسوب میشه !! از اینکه گفتی ازدواج، ذوق مرگ شدم و دوست دارم پیش پیش تبریک بگم ، امیدوارم هرجا هستی در پناه حق سربلند و آرام باشی ....

tameshk

سلام مونیکا قابل درکِ خوشحال شدم از خبر ازدواج با پناه امیدوارم خوشبخت بشید و به ارزوهای مشترکتون برسید امیدوارم هستم که زودتر اینجا برگردی....

نسیم

مونیکا جان هر جا هستی خوش باشی من وبلاگ تو دوست داشتم هر چند فاصله ی سنی مون زیاده ولی منو به حال و هوای جونیم می برد حالا فکر نکنی من پیرم [بغل]نه یه پسر 11 سال دارم ولی با این نوشته ها حق میدم حا لا حالا به کسی اطمینان نکنی در هر صورت اگر روزی مایل بودی بگو ایمیلم بدم وگر نه که همینجا منتظر می مونم[رویا][[قلب]

بنفشه

سلام،بع مدتها یاد وب شما افتادم یه لحظه ادرسش رو هم فراموش کردم اما تو هیستوری باروزرم بود امیدوارم همیشه خوبو خوش باشی مونیکا جان و ارامش تو رو احاطه کنه ادرس جدیدت رو هم که به ما ندادی[نیشخند][پلک] موفق باشی

مرجان

مونیکای عزیز امیدوارم یک روز به دور از همه حرف و حدیث و حب وبغض آدمهای مغرض دوباره اینجا بنویسی من تازه باهات آشنا شده بودم و متاسفم که دیگه نمینویسی موفق و خوشبخت باشی همشهری

مرجان

مونیکای عزیز امیدوارم یک روز به دور از همه حرف و حدیث و حب وبغض آدمهای مغرض دوباره اینجا بنویسی من تازه باهات آشنا شده بودم و متاسفم که دیگه نمینویسی موفق و خوشبخت باشی همشهری

مرجان

سال نو مبارک منیکای عزیز امیدوارم سالی پر از شادی و موفقیت داشته باشی[قلب]

مرجان

سال نو مبارک مونیکای عزیز امیدوارم سالی پر از شادی و موفقیت داشته باشی[قلب]

فانوس سوخته

سلام من تا قبل اینکه از اینجا رفتید شما را میخوندم اینکه آدرس جدیدتون را ندارم اشکالی نداره ولی عزیزم خودتو ناراحت نکن منم سالهاست تو پرشین فقط اذیت میشم اما راه خودم را میرم و برای دل خودم مینویسم