عشق یعنی ...

داشتم زیتون می خوردم که یهو گفتم هروقت رفتم سر کار از اون زیتون درشت خوشمزه ها می گیرم ! فرداش وقتی اومد خونه یه کیسه داد دستم .. باز کردم و اینا رو توش دیدم !!! تو اون لحظه می تونستم براش بمیرم ... بچه که بودیم آدامس های Love is رو می خوردیم و عکس هاشون رو جمع می کردیم و تو آلبوم میذاشتیم اما شاید هیچوقت به پیامی که تو عکس بود دقت نکرده بودیم .. عشق یعنی .. عشق گاهی یعنی یه اتفاقات و حرکات ساده و ظریفی که از بیرون وقتی بهش نگاه می کنی چیز خاصی توش نمی بینی اما وقتی از درون حسش می کنی دنیات هزاررنگ میشه .. عشق یعنی ... هر اتفاق ساده ای که توش یه محبت خالص و بی دریغ نهفته باشه ..

پناه مهربونم .. دلم برات تنگ شده .. فقط یک روز تا دیدار دوباره .. تا اون لحظه مراقب خودت باش عزیزترینم


/ 15 نظر / 295 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسکارلت

ای جانمممم انشالاه بزودی همیشه باهم باشید ..[ماچ]

ماریا

آره واقعا ..

AfsiB

آره دقیقا.. من زیاد این حس ها رو تجربه کردم و واقعا واقعا فوق العاده ن...[رویا]

ladybird

انشالا دیدار به خوبی و خوشی [گل]

ندا(دختر پروانه ای)

خوشحااااااااااااااااااااالم دوباره می نویسی[قلب]

مهسا

عشقتون مستدام[گل]

آیدا

سلام مونیکا جان ی سوال دارم.آیا واقعا امریکا شبیه اون چیزیه ک ما تو فیلما میبینیم؟ مثلا قیافه و تیپ؟شادی و خوشگذرونی؟حالا چه خود امریکایی ها چه مهاجرها مثلا اروپایی ها

سها

عشقتون پایدار سبز باشی بانو :)

(شقایق)anemone

یادته اون روزای تنهایی که تازه یه آقای همساده پیدا کرده بودی مدام آهنگ ماه و ماهی حجت اشرف زاده گوش میکردی ؟ الان داشتم این اهنگو پلی میکردم که به یاد شما دوتا افتادم... با آرزوی یه عاااالمه روزهای خوب واسه هردوتون[لبخند]