اولین تجربیات من در امریکا

همیشه اولین ها به یادموندنی ترین ها هستن . به خصوص وقتی یک زندگی جدید رو شروع کرده باشی که هیچ چیزش شبیه به زندگی قبلیت نیست . با اینکه هنوز دچار jet lag هستم و ساعت 6 بعد از ظهر که میشه جوری خوابم می گیره که انگار یک هفته ست بی خوابی کشیدم و ساعت 5 صبح جوری بیدار میشم که انگار خورشید وسط آسمونه اما خیلی خوب با شرایط و زندگی جدید خو گرفتم . اینجا زندگی خیلی آروم و منطقی درجریانه و خبری از استرس و ترافیک و دود و دم نیست . هرچند این حس بیگانگی به این همه تفاوت همه جا با آدم هست اما محیط انقدر گرم و پذیرنده ست که ناخودآگاه باعث میشه آدم آرامش داشته باشه . اینکه میگم اینجا اسمش لنگرگاه آرامشه درست به همین دلیله . این شهر یه شهر بندری تو یکی از ایالت های شرقی امریکاست که بزرگ ترین ناوبرهای ارتش این کشور توش رفت و آمد دارن . گرچه قرار نیست اینجا زندگی کنم و شهر من جای دیگه ست اما روزهای خوبی که از اولین اقامتم در امریکا همراه با پسرخاله و همسر دوست داشتنیش تجربه کردم همیشه با من می مونه . امروز هم قراره اولین آشپزیم رو انجام بدم و کتلت درست کنم !

صبح با صدای شر شر بارون از خواب بیدار شدیم و هنوز هم ادامه داره . بارون های اینجا خیلی شدیده و من رو یاد بارون های سیل آسای اهواز میندازه . جرات نمی کنم تنها از خونه برم بیرون چون موبایل ندارم و جایی رو هم بلد نیستم . ممکنه خودم رو گم و گور کنم !!! 

دیشب اولین خریدهام رو از والمارت انجام دادم و یه لغت تازه یاد گرفتم ! موچین میشه Tweezers ! تصمیم دارم هر لغت تازه ی جالبی که یاد می گیرم اینجا بنویسم . این چیزا رو فقط توی زندگی یاد میگیری و ممکن نیست آدم تو کلاس زبان یا تو منابع تافل و آیلتس یاد بگیره . یه سری چیزهای دیگه هم مثل لیف و لاک پاک کن و قیچی ابرو خریدم . البته دلیلش این بود که وقتی تو فرودگاه به خاطر اضافه بار همه ی اینها رو از چمدون ها خارج کردم اصلاً حواسم نبود قیچی و موچین و استون رو نمیشه برد داخل کابین هواپیما . جالبه که همین امروز صبح که با مامانم حرف زدم گفت همه ی اون وسائل رو صبح برام پست کرده . الهی قربونش برم که نذاشت یک هفته بگذره . 

یکی از چیزایی که خیلی به چشمم میاد این بی هیاهو بودن شهر در آستانه ی سال نوئه . انگار نه انگار تا 2 روز دیگه سال نو میشه . فروشگاه ها همه خلوت هستن . پسرخاله میگه اینا هیجانشون تا قبل از کریسمس بود و الان همگی رفتن مسافرت . تو ایران دم سال تحویل آدم یه جوری به تکاپو میفته که انگار بعد سال تحویل قراره دنیا تموم بشه ! اما اینا بی بخارتر از این حرف ها هستن . شاید باید برای دیدن هیجاناتشون قبل از کریسمس می رسیدم اینجا اما من درست یک روز بعد از کریسمس اومدم ! 

یه نکته ی دیگه ای که لازم میدونم اینجا توضیح بدم مساله ی گلاب به روتون توالته . توالت رفتن هم برای کار شفاهی و هم کتبی از اونی که فکرش رو می کردم ساده تره و من در عرض این 3 روز دیگه کاملاً بهش عادت کردم ! بار اول برام کابوس بود اما الان دقیقاً فهمیدم باید چه کار کنم و اگر کسی لازم داشته باشه حاضرم صمیمانه براش توضیح کامل بدم ! باور کنید این مشکل اصلا و ابداً دست و پاگیر نیست و همون 2-3 روز اول کاملاً برطرف میشه . 

این یکی رو هم بگن تا یادم نرفته . امریکایی ها عاشق پرچم کشورشون هستن ! اینجا بیشتر خونه ها با چراق های کریسمس تزیین شدن و بیشترشون یه پرچم امریکا هم سردرشون نصب شده . آدم حسودیش میشه به این همه عشق و عرقی که به کشورشون دارن بعضی هاشون هم پرچم ایالت رو کنار پرچم کشور نصب کردن . اکثراً خونه هاشون پرده نداره و تا فیهاخالدون خونه پیداست . 

باقی تجربیاتم رو تو پست های بعدی می نویسم . فعلاً نظرتون رو به آرامش و تمیزی این عکس هایی که دیروز از کنار رودخونه گرفتم جلب می کنم . بعضی عکس ها هنری هستن و تاریخ ندارن . ببینید با این دوربین جدید استعدادهام دارن شکوفا میشن !!! 

- تو این عکس دقت کنید سنجاب می بینید ! من برای اولین بار بود که سنجاب دیدم . تعدادشون از گربه های خیابون های ایران به مراتب بیشتره !


/ 101 نظر / 415 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

سلام عزیزم.ازت یه سوال داشتم.برای ادامه تحصیل توی آمریکا از بین حسابداری و مدیریت بازرگانی کدومش راحت تر هس؟ ینی گرفتن بورس یا فاند(؟) نمیدونم درست میگم یا نه کدومش راحت تر پذیرش میدن؟ بعد اینکه اگه کاردانیم رو یه رشته جز اینا باشم و واسه کارشناسی یکیش رو(یا مدیریت بازرگانی یا حسابداری) خونده باشم مشکلی پیش نمیاد ؟ینی اینکه رشته کاردانی و کارشناسیم فرق کنه با هم. ممنون :))

نسیم

مرسی واسه جوابت عزیزم :***

سحرک

چه عکسای خوشگلی ...چه خانوم خوش هیکل و ناز و خوش تیپی .. از عکسا معلومه که خیلی شهر آرومیه..ولی من تو شهرای آروم غصه م میگیره نمیدونم چرا!!

ریحانه

با آروزی سلامتی و شادی خداوند و عشق همراه همیشگی ات باشد...

آزاده

مونیکا همه چی خوبه دختر؟

آزاده

خدارو شکر که همه چی خوبه عریرم [ماچ]

R.S

"خب مسلماً هیچی شلنگ نمیشه همونطور که نون فانتزی نون بربری نمیشه"! اینو خیلی خوب اومدی!

معصوم

سلام، من تازه رسیدما. اما اگه اون عکس خودت باشه و اونم موهات قربون اون چتری کوتاه کردنت - مگه ننوشتی میخوای چتری بزنی موهاتو-[پلک]

soha

سلام عزیزم مونیکا خانم امیدوارم خوش باشی / خوشحالم که بالاخره گذرم به وبلاگ یه همشهری خورد/ منم اهوازیم / اگه دوست داشته باشی میتونیم با هم دوست باشیم /[خداحافظ]

soha

مونیکا جون میشه اسم و ادرس فیس بوکتو داشته باشم . [گل] من شما رو لینک میکنم [گل][گل][خداحافظ]